تبليغاتX
خاطرات ما 3نفر

خاطرات ما 3نفر

برای ما بن بستی وجود ندارد یا راهی خواهیم یافت و یا راهی خواهیم ساخت!

دانشگاه ما 3نفر!! قسمت اول!!

سلام دوستیا.

اینجا خاطرات دانشگاه رو مینویسیم.

الان نشستیم تو سایت تا شما رو با دوستامون آشنا کنیم.

اونی که امروز میخوایم در باره اش براتون بگییییم:

یکی از هم اتاقیامونه.

طفلک گوشش سنگینه!!!!!هر وقت ما این سر اتاق حرف میزنیم از رو تختش که اون سر اتاقه جواب میده!!

وسط حرفامون میپره و کلا هر جا ما هستیم وجود داره!!

وقتی خودش نیست دوستش که از قضا از پسرای دانشگاس وظیفه شو انجام میده و

وقتی ما خوابیم وظیفه سرو صدا کردن با این دوستمونه!!مخصوصا سلام کردن با صدای بلند بچه گانه!!

اظهار نظرای دوستمون شنیدنیه!!

و همیشه وقتی من غذا گرم میکنم از بوش هوس میکنه و .

میخوابه و هندزفری میذاره تو گوشش اما بازم داره گوش میده!!

خلاصه هر چی بگم کم گفتم.تا دوست بعدی خدانگهدارتون.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 ساعت 10:59 توسط غزل | 

خوش آمد گویی

غزلم خوش اومدی.............. زیارتت قبول انشا ا... روزی بشه که ۶تایی بریمممیه عالمه بوس واسه عزیزترین دوستم!ببخشید که نمیتونیم بیایم استقبالت....انشاا... که تاخیر نداشته باشید و ۴شنبه ببینمت گلماین گلها رو خودت حلقه کن از طرف من و فریبا بنداز گردنت

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 ساعت 22:33 توسط نسترن | 

بر گرفته از سايت استاد كاري!!!

+ نوشته شده در سه شنبه نهم فروردین 1390 ساعت 12:31 توسط نسترن | 

سال نو مبارک

دوست جونیا سلام

خوبین؟ منم خوبم شکر

دوست جونیا فریبایی و غزلی

 

چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو

 

روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به

 

همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!

امیدوارم دوستیمون سالیان سال دووم بیاره و هر روز بیشتر و بیشتر همدیگه رو دوست داشته باشیم.

غزل عزیزم  

 امیدوارم سفر خوبی داشته باشی.صحیح و سالم بری و برگردی.اونجا از خدا بخواه که بهترین ها رو بهمون بده اونجوری که خودش صلاح میدونه.

 غزلم این چند مدت خیلی ناراحت بودی بخدا ناراحتیت دیوونه ام میکرد.امیدوارم امسال موقعیت محمدت عالی شه و بتونه بیاد تورو مال خود خودش کنه اینجوری  مام بیام عروسی دوست جونیییییییییییییییامون!!!(منو فریباییما)

فریبای گلم

بهترین ها رو برات آرزو دارم امیدوارم امسال یکی از بهترین سال های عمرت باشه.سرشار از موفقیت باشه .امیدوارم دیگه امسال ۲قلوهامونم کم کم پیداشون شه!!!!اینجوری شیم!!!و اونجوری که اون بالایی میخواد خوشبخت شی.یادت باشه امسال دیگه از چیزای بد خبری نیست.همش شادی و انرژی مثبت!!!!

لحضه ی سال تحویل واسه من و خانوا ده امم دعا کنید.منم به یادتون هستم.از همین جا روی ماهتونو میبوسمممIn Love فعلا

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ساعت 21:9 توسط نسترن | 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 ساعت 11:2 توسط فريبا | 

یه دوست واقعی

یه دوست معمولی وقتی میاد خونت، مثل مهمون رفتار می کنه

یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز می کنه و از خودش پذیرایی می کنه

یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه

یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اونها رو تو دفترش داره

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت میاره

یه دوست واقعی زودتر میاد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جا

رو جمع و جور کنه

یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی

یه دوست واقعی می پرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی

یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت رو حل کنه

یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی می شه دوستی رو تموم شده می دونه

یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم بهت زنگ می زنه

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره

یه دوست واقعی می خواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی

+ نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389 ساعت 19:27 توسط نسترن | 

دوست

دوست، تقدیر گریزناپذیر ما نیست. برادر، خواهر، پسرخاله و دختر عمو

نیست که آش کشک خاله باشد. دوستی انتخاب است. انتخابی دو طرفه

که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده اند،

تعریف می شود. با دوستانمان میتوانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم تر

آنکه می توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم و سکوت کنیم. با دوستانمان میتوانیم

درد دل کنیم و مهم تر آنکه می شود درد دل هم نکرد و بدانیم که می داند.

از دوستانمان می توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد او پول خواست و

نداشتیم با خیال راحت بگوییم نداریم و اگر مدتی بعدتر دوباره پول احتیاج

داشتیم و او داشت دوباره قرض بگیریم. با دوستانمان میتوانیم بگوییم:

امشب بیا خونه ما دلم گرفته و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه

مان بیاید و حوصله نداشتیم بگوییم : امشب نیا حوصله ندارم. با دوستانمان

می توانیم بخندیم، می توانیم گریه کنیم، می توانیم رستوران برویم و غذا

بخوریم، می توانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم، می توانیم شادی

کنیم، می توانیم غمگین شویم، میتوانیم دعوا کنیم. می توانیم در عروسی

خواهر و برادرش لباس های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و

برادر خودمان است و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد، لباس سیاه

بپوشیم و خودمان را صاحب عزا بدانیم. با دوستانمان میتوانیم قدم بزنیم،

می توانیم نصف شب زنگ بزنیم  و بگوییم : پاشو بیا اینجا و اگر دوستمان

پرسید چی شده؟ بگوییم : حرف نزن فقط بیا و وقتی دوستمان بی هیچ

حرفی آمد خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستیم. با دوستانمان

می توانیم حرف نزنیم، کاری نکنیم، جایی نرویم و فقط از اینکه هستند

خوشحال و خوشبخت باشیم.

+ نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389 ساعت 18:16 توسط نسترن |